جلال جلالى زاده
54
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
زمين كشاورزى نيز شامل آب و راه و حق عبور مىشود ، هرچند در عقد اجاره ذكر نشده باشند . با اين حال وقف زمين مشابه بيع است ؛ چون در هردو مال از مالكيت صاحبش خارج مىشود و معناى آن اين است كه حقوق ارتفاقى در وقف همانگونه كه در بيع بود داخل در وقف نيستند . مانند وقف زمينهاى كشاورزى از جهت اينكه هردو مفيد مالكيت استفاده از مال هستند و مقتضايش اين است كه حقوق ارتفاقى هرچند ذكر نشده باشند ، مانند حكم اجاره مشمول حكم مىشوند و از آن جايى كه شباهت وقف به بيع از اجاره بيشتر است اولى به ذهن متبادر مىشود و دومى نياز به تأمل دارد . فقهاى حنفيه حقوق ارتفاقى را بنا به قاعدهى استحسان داخل در وقف مىدانند هرچند ذكرى از آن نشده باشد . استحسان ، از ادلهى مورد اختلاف است و حنفيه بيشتر از ديگران به آن عمل كردهاند ، سپس مالكيه و حنابله به آن عمل كردهاند . از امام مالك روايت شده كه استحسان نه دهم ( 10 / 9 ) علم است . استخراج مناط حكم : زمانى است كه صراحتا علت ذكر نشده باشد و علت به وسيلهى رأى و نظر استخراج شود . إستخدام : ديگرى را به كار گرفتن ، در اصطلاح آن است لفظى را كه داراى دو معنى است بر زبان آورند و يكى از معانى آن را اراده كنند . سپس به وسيلهى ضميرى كه به اين لفظ بر مىگردد ، معناى ديگر را اراده كنند . يا يكى از معانى را به وسيلهى يكى از ضميرها و معناى ديگر را به وسيلهى ضمير ديگر اراده كنند ، مانند إذا نزل السماء بأرض قوم * رعيناه و إن كانوا غضابا كه از آسمان معناى باران و از ضمير گياه را اراده كرده است . إستدراج : بندهى گناهكارى كه خداوند به او فرصت مىدهد و نعمتهاى تازهاى به او مىدهد و اين غرق در لذات او را از آمرزشطلبى باز مىدارد و به تدريج در بحر گناهان غرق مىشود . إستدلال : طلب دليل در اصطلاح درخواست دليل و روش كه به هدف برساند . بيان دليل براى اثبات مدلول ، چه از اثر به مؤثر باشد و